تبليغاتX
لحظه
تراشیدم....پرستیدم....شکستم

 

حتما متوجه شدید که دو تا عکس بالا مربوط به همین هواپیمای ایرباسی است که تازگی تو اقیانوس سقوط کرد. خیلی وقت ها به این فکر می کنم که اگه بفهمم چند ثانیه، چند دقیقه یا چند ساعت دیگه بیشتر به مرگم نمونده، چه کار می کنم. مسلمه که مثل عکاس این عکس ها دوربین را برنمیدارم تا عکاسی کنم. توبه هم نمیکنم چون توبه دم مرگ فقط هیزم اتش جهنم میشه. شاید اگه وقت داشته باشم دنبال این بیفتم که از کسایی که بهشون بد کردم حلالیت بطلم، ولی اینها فقط از سر ترس جهنمه! اگر ترس جهنم نداشته باشم چی؟ دوست دارم با خانم جان بشینیم و بخندیم، مهم نیست که چی یا به کی، فقط بخندیم....

 پ ن: ممنون از تذکر دوستی که گفت عکس ها مال سریال لاست هستند و ربطی به ایرباس ندارند. خدا وکیلی اینها سریال می سازند و ما هم....

منبع عکس ها

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 13:20  توسط صادق | 

1- تقلب شد؟ اختلاف 11 ميليوني بسيار شك برانگيز است اما یادمان نرود که اختلاف ۹ میلیونی خاتمی و ناطق یا ۷ میلیونی احمدی نژاد و رفسنجانی هم تعجب برانگیز بود. پيش بيني خود من با توجه به مشاهداتم برتري دو سه ميليوني احمدي نژاد نسبت به موسوي و رفتن به مرحله دوم بود. به اين شايعات جديد كه ميگن احمدي نژاد فقط 5 ميليون راي داشت يا موسوي 21 ميلون راي اورده بود را فراموش كنيد. در شهرهاي بزرگ ممكن است كه موسوي برتري اندكي داشته باشد ولي در شهرهاي كوچك برتري كامل با احمدي نژاد بود. بدون توجه به همه اينها به مقاله ديروز گاردين توجه كنيد كه نوشته بود طبق نظرسنجي هاي اونها هم برتري مطلق با احمدي نژاد بوده. درسته كه خلاف قانون هاي زيادي در اين انتخابات انجام شد كه مهمترينش پشتيباني آشكار شوراي نگهبان از احمدي نژاد بود ولي خب به هرحال ميرحسين هم سر هر صندوق ناظري داشت و اين ناظرها هم بر سر شمارش حاضر بودند، آيا اينها آرا اعلام شده توسط ناظرين خودشان را با هم جمع زده اند؟ اگر اين طور است چرا تا الان اعلام نكرده اند؟ 

2- اين همه شورش و اعتصاب براي رئيس جمهور شدن ميرحسين؟ من هنوز تو تقلب شدنش شك دارم ولي توي اين موضوع شك ندارم كه ميرحسين ارزش اين همه جار و جنجال را ندارد. همانطور كه قبلا گفتم ما همچنان ميدانيم كه چي نمي خوايم ولي نميدونيم چي ميخوايم. ببخشيد اما من با احمدي نژاد موافقم كه رفسنجاني شاه دزد اين مملكته و دور و بري هاش هم همه دزدند. كاري با سابقه غيرشفاف ميرحسين ندارم ولي شما به اطرافيانش نگاه بكنيد، من دقيقا از وقتي زنگنه را دور و بر ميرحسين ديدم از راي خودم به او منصرف شدم چرا كه حداقل با توجه به جاهايي كه كار مي كردم دزدي گنده اي از اين ادم و اطرافيانش ديدم. مطمئن باشد هر چقدر به خاطر ندانم كاري و خودبزرگ بيني احمدي نژاد در اين كشور "حيف" مي شود، در صورت روي كار امدن ميرحسين توسط دار و دسته رفسنجاني "ميل" مي شود. پس زياد به ميرحسين دلخوش نكنيم و فكر نكنيم كه او اين خرابه را گلستان خواهد كرد.

3- چگونه بايد اعتراض كرد؟ اگر شما به واقع معتقد به تقلب هستيد، خب مي توانيد اعتراض كنيد ولي بايد بدانيد كارهايي مثل اتوبوس و ماشين و مغازه آتش زدن يا شيشه هاي اماكن و منازل را شكاندن مال سي سال پيشه و اين روش ها ديگه قديمي شده و فقط باعث توجيه رفتار خشونت آميز با شما ميشه. گرچه اين عكس جمهوريت هم خيلي جالبه: چه كساني این شیشه ها را به نام مردم شکست؟

4- واكنش دولت طبيعيه؟ همه 3 مورد بالا را گفتم كه اين مورد آخر را بگم: اين كاري كه عناصر حكومتي با معترضان مي كنند وحشتناكه، غير قابل باوره و ديوانه كننده است. اسامي 5 دانشجوي كشته شده دانشگاه تهران را ديده ايد؟ تصوير مردي كه ديروز با شليك گلوله در تظاهرات كشته شد را ديده ايد؟ آن مردك چاقو به دست را چي؟ اسرائيلي ها اين كار را با فلسطيني ها نمي كنند كه اينها دارند با مردم مي كنند. حتي رذل ترين ها هم تير را به پاي تظاهر كننده بي دفاع مي زنند و نه به مغزش. با ديدن اين عكسها ادم از مسلمان بودن و ايراني بودن خودم پشيمان میشه...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 11:13  توسط صادق | 

1- اينجا در مورد انتخاباته و اين پست تا شب هي به روز ميشه

2- پدرم ناظر صندوقي تو يكي از مناطق فقيرنشين اهواز بود و نتايجش اينطوري بود: احمدي نژاد 1200 و موسوي 400

3- همكارم رئيس يك صندوق تو مناطق متوسط رو به بالاي شهر بود : ميرحسين 900 و احمدي نژاد 400

4- يا ما درست لايه هاي زيرين اجتماع مون را نشناختيم و يا اينكه از قابليت هاي دوستان در وزارت كشور بي اطلاعيم.

5- قران بخوره تو كمر كسي كه تقلب بكنه

6- كسي نميدونه امتحان هاي دانشگاه چمران فردا برگزار ميشه يا نه؟

۷- یکی از دوستان که به احمدی نژاد رای داده میگه که خدا را شکر این دفعه هر گندی که زد دیگه نمیتونی به من پیله کنی.. آخه این دفعه دیگه رای من باعث برنده شدنش نشد خودشون زحمت کشیدن...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 8:49  توسط صادق | 

تا پريشب راي من موسوي بود، اما اين دو تا مناظره آخري راي مرا عوض كرد: محسن رضايي

پ ن۱: اصلا یکی از دلایل رای من به موسوی همین بود که من هم تا چند روز پیش فکر می کردم که رای به رضایی یعنی سوزاندن رای. ولی خب حداقل تو دور اول من سعی می کنم کار خودم را بکنم و اگر کشید به دور دوم اون وقت مجبور به انتخاب بین بد و بدتر بشم.

پ ن۲: اتفاقا سابقه محسن رضایی کاملا روشنه و مثل موسوی و کروبی نیست که از گذشته خود فراری هستند. دیدید دیشب چقدر صریح گفت که من اول انقلاب چه می کردم و هرچی هم احمدی نژاد میخواست بگه که این کار شما بد بوده ولی محکم سر حرفش ایستاد.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 10:59  توسط صادق | 

امروز ما خير سرمان قراره كه انتخاب واحد كنيم ولي دو تا مشكل كوچيك اين وسط هست:

اوليش سايت دانشگاه چمرانه كه از صبح تا الان The page cannot be displayed ميزنه و دوميش هم خود منم كه شماره دانشجويي ام يادم رفته و سوميش هم اينه كه سركار خيلي سرم شلوغه! (خودت شمارش بلد نيستي).

راستي بهتون گفتم كه دانشگاه هنوز به ما كارت دانشجويي نداده! از اول ترم تا دو ما پيش مي گفتن كه ما كارت هامون طوريه كه بايد عكس روش چاپ بشه و چون دانشگاه دوربين ديجيتال نداره كه ازتون عكس بگيريم پس كارت هم بهتون نميديم!

فكر كن: تو كل دانشگاه چمران يك دوربين ديجيتال پيدا نميشه! تازه احتمالا خريدنش هم حرامه كه تا حالا نخريدن!

دو ماه پيش يك راه حل جديد كشف كردند: يك قطعه عكس بياريد تا اسكن كنيم و روي كارت چاپ كنيد، ما كه عكس را برديم ولي احتمالا دوستان اسكنر هم ندارند چون تا حالا كه به ما كارتي ندادند...

 

پ ن: همين الان زنگ زدم به يكي از هم كلاسي ها كه تو دانشگاه بود و رفت كار انتخاب واحد منو انجام داد، به قول معروف همه بايد ياري كنند تا آقا صادق شوهر داري نه ببخشيد درس بخونه

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 10:20  توسط صادق | 

استاد فرموده بودند كه يك مقاله ترجمه كنيد در حد 30 صفحه ..... يك مقاله پيدا كردم و بردم نشونش دادم..... نگاهش كرد و گفت خوبه.... دو هفته وقت گذاشتم براي ترجمه اش... حالا كه بردم پيشش ميگه اين كه هم قديميه و هم علمي پژوهشي نيست، برو يكي ديگه ترجمه كن بيا! .... وقتي بهش گفتم كه استاد خودتون اين را دو هفته پيش تاييد كرديد چنان نگاه عاقل اندر سفيهي بهم كرد كه تا حالا اين قدر احساس حماقت نكرده بودم.... به شدت در حال ترجمه مقاله دومم.

 

پ ن: از اونجايي كه هركي درباره انتخابات حرف نزنه، خره، بايد بگم كه مردم ميدونند كه احمدي نژاد را نميخوان ولي مثل هميشه دقيقا نميدوند چي مي خوان! به احتمال زياد موسوي مياد بالا و رئيس جمهور ميشه ولي بعدش دوباره همه سرخورده ميشن كه اين چي بود و قرار نبود اينطوري بشه و از اين خزعبلات. تقريبا اكثر دوستان ميدونند كه من معمولا به كانديداي اصول گرا راي ميدم و طبق روال اين دفعه هم به موسوي راي ميدم...

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 11:24  توسط صادق | 

1- سلام

2- اگر مدتي در اين خزعبلات تاخير شد، نه به علت شلوغ بودن سرم و نه به علت نداشتن موضوع بود، كه تقريبا هر روز همه وبلاگ هاي بروز شده را مي خوندم و براي نوشتن هم موضوع زياد دم دست بود. اما حسش نبود! نميدونم چرا نوشتن اون كشش قبلي را برام نداره: چه وبلاگ خودم و چه نظر گذاشتن براي بقيه وبلاگ ها.

3- اول از خودم بگم: 4 تا از مقاله هاي اين ترمم را نوشتم و ارائه دادم ( يكيش مشترك بود) و اين هفته دارم روي آخريش كار مي كنم. محل كارم هم عوض شده و به پروژه اي اومدم كه احتمالا سال ديگه اين موقع وقت دستشويي رفتن هم نداشته باشم، چه برسه به وبلاگ خوني و وبلاگ نويسي. ولي خب فعلا هنوز تو مقدمات پروژه ايم و به قولي آرامش قبل از طوفانه.

4- مي بينيد ما بچه هاي وبلاگستان چقدر زود بزرگ شديم، يادتون كه نرفته: ما همون هايي هستيم كه 4 سال پيش اصلا بهونه آشنايي مون با هم ديگه انتخابات رياست جمهوري بود، الان غير از يكي دو نفر پيله مثل مهدي محسني، ديگه كسي تو اون وادي ها نيست و به قولي اينقدر سرمون گرم زندگي شده كه اصلا تو فكر انتخابات و مافيهايش نيستيم. ميگيد نه: سردسته اون موقع ما براحتي تو اين ايام تازه از حج برگشته و چنان هاله نوراني اي دور و برش را گرفته كه فكر كنم فقط به هاله دارها راي بده.

5- رستوران ريورسايد را هم خراب كردند، به همين راحتي! دوشنبه از كنارش رد شدم، سرجاش بود. سهشنبه از كنارش رد شدم، با خاك يكسان شده بود. شنبه هم از روش رد شدم: جاي قبلي اون يك جاده كشيده بودند. گرچه نگذريم كه تو اين ماجراي ريورسايد بحث پارتي خودش را خوب نشون داد: ريورسايد به همراه چند تا خونه نزديك اون تو طرح جاده ساحلي قرار گرفته بودند: اهالي خونه ها را شب عيدي و تو هفته اخر اسفند به زور مامور از خونه هاشون بيرون كردند و به ريورسايد بيشتر از يكماه بعد از عيد هم فرصت دادند. اگه ميشد به ريورسايد فرصت داد، حتما ميشد به اون بنده خداها هم فرصت داد كه شب عيدي را حداقل آواره نشند.

6- گفتم ريورسايد، ياد يكي از دوستان مجازي افتادم كه هميشه دوست داشت دوباره بياد اهواز و بره ريورسايد. دوستي كه اين روزها، روزهاي خوبي را سپري نميكنه و من هم گرچه تا وبلاگش بروز ميشه، ميخونمش ولي نميتونم نظري براش بگذارم: شما براي ادمي كه داره از همسرش جدا ميشه و اين جدايي احتمالا به جدا شدن از پسرش (كه اميداورم هيچوقت اينطور نشه) مي انجامه چي ميگيد؟ دلداري اش ميديد؟ نصيحتش مي كنيد؟ نميشه! شما حتي نميدونيد ماجرا چيه و دلايل طرف مقابل را هم نشنيديد و اصلا شناختي از اين ماجراها نداريد... من اينطور مواقع خفه ميشم!

7- يوزارسيف هم كه تموم شد. گر چه به قول يكي از دوستان اگر اين ميزان آبي كه كارگردان به اين سريال بست را به مصر مي بستند كه اصلا اين قحطي به وجود نمي آمد، ولي خب احسن القصص را هرجور هم كه تعريف كني زيباست. كاش به جاي اينكه اين همه انتقاد، مدعيان خودشون دست به كار مي بردند و نمونه بهتري مي ساختند. تو اين مملكت كه يكروز قيف نيست و يك روز مامور... همين كه آقاي سلحشور همت كرد و دست به كار شد خودش يه خسته نباشيو يك آفرين بزرگ مي طلبه.

8- اين خواهرزاده من باعث شده تا من خيلي چيزها را كشف كنم: مثلا اينكه با پاي بچه ها ميتونيم دماغشون را بخارونيم، من امتحان كردم حتي شست پاشون تو سوراخ دماغشون هم ميره، فقط بعدش نامردها جيغ و دادشون ميره آسمون!

9- سعي مي كنم بيشتر بنويسم: نوشتن تو وبلاگ هيچ حسني كه نداشته باشه نميگذاره ادم به يكنواختي بيفته.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 7:46  توسط صادق | 

1- ديروز از صبح تا ظهر تو اداره تقريبا هيچ پرسپوليسي اي نمونده بود كه منو بشناسه و نياد در اتاق من را باز كنه و يك تيكه به ما (من و رئيس استقلالي من) نندازه. بعضي هاشون را حداق چهار پنج ماه بود كه نديده بودم ولي ديروز همه شون را زيارت كردم، نيازي به گفتن نيست كه صبح تا حالا يكيشون را هم نديدم.... خدا جاي حق نشسته!

2- اعتراف ميكنم كه هيچ اميدي به قهرماني استقلال نداشتم، به خاطر همين هم ساعت 4 كه رسيدم خونه، موبايل را بيصدا كردم و راحت گرفتم خوابيدم. ساعت هفت و ربع بود كه از صداي ويبره موبايل بيدار شدم. سعي كردم بيخيال بشم ولي انقدر زنگ خورد كه اعصابم خراب شد و گوشي را برداشتم: تا ديدم كه تماسهاي بي پاسخم همه استقلالي ها هستند شستم خبردار شد و از جا پريدم....

3- همه ميدونيم كه قهرماني استقلال پاك نبود: تماسهاي مشكوك با بازيكنان تيمهاي حريف روز قبل از بازي حداقل يكي از كارهاي استقلالي ها بود كه فاش شد. ولي خب بقيه هم براي استقلال كم نگذاشتند، اين نامردي هاي كه تو اين يكماهه سر قلعه نويي دراوردند را همه مي دانيم: از جريان انتخاب سرمربي تيم ملي تا بحث تباني و بيانيه هاي مايلي كهن.

4- بيشتر از همه دلم براي ابراهم زاده سوخت: آدم با اخلاقي كه كارش را بلد است و به نظرم به راحتي ميتوان اسمش را نسخه ارتقا يافته مجيد جلالي گذاشت كه البته ديروز توسط خود همين مجيد خان جلالي به سختي به زمين زده شد. برتري ابرهيم زاده نسبت به جلالي، غر نزدن هايش هست كه به نظرم او را از تمام مربيان ايران ممتاز مي كند.

5- استقلال قهرمان شد ولي يادتون باشه كه استقلال اگه قهرمان هم نميشد باز چيزي از ارزشهايش كم نميشد: تيم بايد شخصيت قهرماني داشته باشه نه اينكه مثل بعضي تيمها (كه رنگ پيرهنشون شباهت عجيبي به رنگ لنگ و آفتابه داره) فقط هارت و پورت كنه

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 12:19  توسط صادق | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
هر سو مرز، هر سو نام، رشته کن از بی شکلی
گذران از مروارید زمان و مکان
باشد که بهم پیوندد همه چیز، باشد که نماند مرز، که نماند نام

پیوندهای روزانه
ماجرای خاموش کردن چاه گازی شماره 23 کنگان
تحقیق درباره بسم الله الرحمن الرحيم
رویدادهای مهم سال84
آیت الله صالحي نجف آبادي
عقیده یا انسان
جشن سده
شعری از اخوان ثالث
گزارش نویسی و مکاتبات اداری 2
گزارش نویسی و مکاتبات اداری 1
جشن مهرگان
هفت شهر عشق عطار نیشابوری
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
آرشیو موضوعی
دینی
شخصی
سیاسی
ادبیات و موسیقی
اجتماعی
عکس
پیوندها
اخبار پارسیک
عصرایران
تابناك
اعتماد
ایران ورزشی
سرمايه
تفسیر المیزان
تفسیر نمونه
یونی کد
اخبار و اطلاعات پزشکی
goalzz
روز تولد مشاهیر
ارین اسپورت
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM