تبليغاتX
لحظه
تراشیدم....پرستیدم....شکستم

-          مگه مرض داري بيدارم ميكني؟ يه جمعه ظهر تو خونه ايم بذار كپه مرگمون را بگذاريم

-          خجالت بكش مرد پاشو ببينم

-          براي چي مگه چي شده؟

-          چرا تو خواب فحش ميدي؟

-          من؟

-          پس نه بابات

-          خب حالا فحش دادم كه دادم، چرا بيدارم ميكني

-          از بس فحش خوارمادر دادي دخترها خجالت كشيدند از اطاق رفتند بيرون بعد ميگي چرا بيدارم ميكني؟

-          فحش خوارمادر!!! حالا به كي فحش ميدادم

-          به بازيكنهاي پرسپوليس مخصوصا همين شيث رضايي....

 

پ.ن : ماجرا را همين همكار بغل دستي تعريف كرد استقلالي دو آتشه اي است اين همكار ما...

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 13:46  توسط صادق  | 

آقا اينجانب رسما گه خوردم! بنده يه غلطي كردم شب عيد رفتم يه ماهي قرمز خريدم گفتم دو سه روزي زنده ميمونه و بعد شرش كم ميشه ما اين ماهي پر رو هنوز كه هنوزه بعد از 7 ماهه سر و مر و گنده از تو ظرفش بر و بر منو نگاه ميكنه. جون سگ داره بي شرف! تا حالا دوبار ولش كرديم و رفتيم مسافرت اون هم دو هفته بعد كه برگشتيم گفتيم ديگه الان جنازه اش هم تجزيه شده اما خير نداده انگار تا منو كفن نكنه ول نميكنه

دلم هم نمياد بكشمش يا بندازمش تو فاضلاب هي ميگم گناه داره. عذاب وجدان هم نميگذاره بي غذا بگذارمش يا آبش را عوض نكنم اصلا من نميدونم براي چي اين بشر اينقدر اصرار داره زنده بمونه؟ تك و تنها تو يه ظرفي كه حداكثر 20 سانت قطرش و 25 سانت عمقشه. صبح تا شب بي هدف صد بار از اين ور ظرف ميره اون ور از اون ور هم مياد اين ور نه جفتي داره كه خانم بازي راه بندازه(راستي از كجا ميشه فهميد كه ماهي زنه يا مرد؟) نه همدمي كه دو كلام با هم ديگه ور بزنند نه بيرون ميتونه بره كه بگيم گشت و گذاري بكنه نه تلوزيوني كه سريال ماه رمضون ببينه نه حتي پلي استيشني داره كه بشينه بازي كنه خلاصه يك كلام بدون عرق و ورق و زرورق همينجوري براي خودش تو ظرفش وول ميخوره اصلا چرا خودكشي نميكنه؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 7:21  توسط صادق  |